نشان روشن شمیس

شمیس اسکندری - دوستدار



دوستدار

آلبوم

جان

جان

الهام

الهام

چشم

چشم

آنها

خویش

اون قدر گشتم تا پریشون شدم و بیقرار بیخیال شدم و رهاش کردم تا عاقبت دیدمش؛ پیدام شد.

عشق

اون قدر گشتم تا پریشون شدم و بیقرار بیخیال شدم و رهاش کردم تا عاقبت دیدمش؛ پیدام شد.

دوست

از اوّلش تو رو کم داشتم. حالا که من و تو با هم حال می کنیم، دیگه خوش به حالم. برات هستم دوست خوبم.

طبیعت

شور زندگی درون تو یک جوره دیگه است. دلم می خواست مثل تو بودم، شاخ و برگ داشتم. روزی رو ببین که این بشه؛ اون موقع همه‌ی دنیابا عطرِ شکوفه‌هام مست می‌شن.

آنچه

نواختن

تا آهنگتو شنیدم، بطرفش دویدم و تا به آغوشت رسیدم، خوابم برد. الآن هم هر موقع ازت دورم ـ می نوازم، تا دوباره بیام پیشت.

خوانندگان مورد علاقه من: مامک خادم، سپیده رئیس‌سادات، سارا حمیدی، خلیل عالی‌نژاد، محسن نامجو

آسمان

تنها تو هستی که همیشه برام تازه ای و شب و روز باهام حرف می زنی. روزا، درس اَشکال می آموزی و شبا، اقبالمو می گی. میشه یکیاز ستاره ها تو به نامم کنی؟

نمایش

تو هم مثل بقیه، برام خیلی نقش بازی کردی. این کارِتو دوست دارم و برام جالبه. واسه همین از دیدن نمایش خوشم میاد، چون اونا همکار تو رو می کنن.

فیلم‌های مورد علاقه من: Fontaine, Run Lola Run, Blueberry, K-PAX, My Holland drive, 12 Angry Men, Amélie

کتاب

دیروز نامی نمی شناختمت. شکر که امروز می شناسمت و خاطرخواتم. از ولعِ تو خیلی قاطیم. می خوام با یک دست چندتاتو بردارم … ازاین ور مونده و از اون ور رونده شدم. با این شرح، اگه دل نشینه، کتابتو رد کن بیاد.

نویسندگان مورد علاقه من: جبران خلیل، کاستاندا، رامپا، کوئلیو، برن، اشو

آنجور

آزادی

مثل یک کلاغِ گیر افتاده بودم و نمی دونستم چه جوری آزاد شَم. تا که از قفس پریدم و همه ی دنیا رو گشتم. سرانجام، رو بامِ خونموننشستم ولی تو قفس نرفتم.

سفر

میای بریم اون دور دورا، ازشون یاد بگیریم؟ تا کی تو کتابا بخونیم و تو رویا سفر کنیم؟ چمدونم آماده‌اس، بزن بریم...

خواب

خواب و بیداری مثل مرگ و زندگی هستن. هر موقع به خواب می رم، از آینده زودتر خبردار می‌شم. واسه همینِ که خوابیدنو دوست دارم.

بازی

داشت حوصله‌ام سر می رفت که به فکری افتادم. یاد بچگی؛ وقتی زمان از یادمون می رفت. میدونی که کِی رو میگم ـ وقتی داشتیم توپبازی می کردیم، آره … الآن هم داریم همون کارو می کنیم. پس بی بهانه بیا پیشم با هم بازی کنیم. یک قصه‌ی کوچیکو خیالی، مثل زندگیمون بسازیم.